/ 4 نظر / 22 بازدید
الهام

سلام خوبي ؟ وبلاگ زيبايي داري اتفاقا من يه سايت دارم که خوشحال ميشم باهات تبادل لينک بکنم . اگر تو هم مايل بودي منو به اسم بهترين هاي ايران لينک کن و بهم بگو تا منم با افتخار لينکت کنم

Alireza

وبلاگ جالبی هست میشه لطفا درباره انواع نژاد تازی توضیح بدین / راستی سگ تازی افغان رو تو ایران میفروشن؟ آخه من این نژاد سگ رو دوست دارم و میخوام یدونه داشته باشم

ستاره

خیلی چیزات رو ننوشته بودی و غلط بود ولی باز هم وبلاگ خوبی بودش

کیومرث نمیرانیان

روزی را که با دوستی برای کوه نوردی رفته بودم؛ هرگز فراموش نمی کنم. در بین راه صحنه ای را دیدم که؛ برایم خیلی جالب بود؛ و برای مدتها به آن موضوع فکر می کردم. زیرا بسیار باعثِ تعجب من شده بود. به هر کسی آن موضوع را می گفتم، نیز برایش جالب و باور نکردنی بود. برای بار دوم بود که آن آقا را، با دو کیسۀ بزرگ آشغال گوشت، در دو دستش می دیدم. روزهای پنجشنبه این مقدار غذا را برای سگ های ولگرد محوطۀ کوهستان می آورد. البته در کنار آن گاهی گربه ها؛ و کلاغ ها نیز سهمی برای خود می بردند. در آن روز آن آقا، بیشتر از دو کیسه را با ماشینِ خود آورده بود. چند تا را هم به دوستان ما داده بود بیاورند، آنها هم دوتا از آنها را به من و همراهم دادند؛ که با خود تا محل تجمع سوم و چهارم سگ ها، حمل کنیم. وقتی به آنجا رسیدم، دو سگ با دیدن کیسه ها؛ با دُم های برافراشته؛ و با تکان دادن آنها؛ به استقبال ما آمدند. یکی از کیسه ها را برای آنها روی زمین تخلیه کردیم؛ تقریباً حدودِ 15 تکه استخوان و گوشت بود. این مقدار شاید 5 الی 6 سگ را کاملاً سیر می کرد. اما دیدیم که فقط یکی از آن دو سگ شروع کرد به خوردن، و دیگری در اطرافِ او می چرخید؛ و به غذا نزدیک